اخبار

 

لباس و پوشاک در ادبیات فارسی
24\02\1397 

یکی از راههای تبیین وتشریح جایگاه پوشاک ولباس در فرهنگ ما بررسی بازتاب و اتعکاس این موضوع درتاریخ و ادبیات ایران است .

یکی از راههای تبیین وتشریح جایگاه پوشاک و لباس در فرهنگ ما  بررسی بازتاب و اتعکاس این موضوع درتاریخ و ادبیات ایران است . مسئله ای که اگر به درستی شناخته شود ؛ به درک و تعمیق این مهم در تاریخ وفرهنگ ما و گسترش فرهنگ سازی موثر در این زمینه منجر خواهد شد. بنابراین پژوهش در ادبیات و لباس؛ بعنوان گذشته؛ حال وآینده این فرهنگ می تواند در زمینه جمع آوری مستندات تاریخی لباس وپوشاک در ایران و ایجاد ذهنیت هایی برای طراحان وسازندگان کارساز و راهگشا باشد. مقاله حاضر که با رویکردی توصیفی تحلیلی واستفاده از مستندات کتابخانه ای تهیه شده بدنبال پاسخ به این سوال است که اساسا بازتاب پوشاک و لباس در ادبیات فارسی دارای چه ویژگیهایی است ؟ و این ویژگی ها بخصوص در دیوان غزلیات حافظ چه ابعادی دارد؟ لذا  بعد از مقدمه ای کوتاه به ارائه نمونه هایی از اشعار که بیانگر نگاه ها و زوایای متفاوت ادیبان و شاعران دوره های مختلف به این مقوله است ... موقعیت لباس و پوشاک در زندگی اجتماعی وفرهنگی یک کشور آنچنان است که می توان گفت لباس و فرهنگ دو روی یک سکه اند و نگاه به ادبیات یک فرهنگ چونان نگاه به آینه اهل آن فرهنگ  است. تا هر آنچه را که در آن متجلی است به تمامی نمایان سازد. و در این میان صریح ترین و فصیح ترین زبان ادبیات است. زیرا که خود وسیله ثبت زبان؛ تاریخ  و فرهنگ است و لذا مطالعه آثار شاعران وشاهکارهای ادب فارسی برای یافتن طرح وابعاد موضوعات ومسائل مهم و متنوع فرهنگی در طول تاریخ؛ می تواند راهگشای بسیاری از مقالات فرهنگی و تحقیقات جامعه شناختی باشد که هدف اصلی آن بهبود وضعیت فرهنگی واجتماعی از طریق مراجعه به متون و مستندات تاریخی همان فرهنگ است و برای این کار تحقیق در ادبیات وموضوعات اجتماعی فرهنگی وهنری در ادبیات و  با رویکردهای متفاوت ومورد نیاز می تواند گامهای مهم وموثری در این زمینه باشد. پژوهشی که در همه حوزه ها نتایج جالب وجدید را به همراه خواهد داشت.

مقاله حاضر با نگاهی توصیفی تحلیلی حول موضوع  چگونگی بازتاب لباس و پوشاک نگاهی به طرح مسئله پوشاک و لباس  در ادبیات فارسی دارد. و براساس مستندات کتابخانه ای به چند وچون این موضوع  می پردازد. در باره طرح لباس در منابع ادبی ذکر این نکته لازم است که هرچند از دیر باز برخی از این منابع بطور مستقیم ومختص لباس تالیف شده اند. اما معدود و انگشت شمارند مانند:

دیوان البسه؛ تالیف محمود بن امیر احمد نظام قاری (قرن 9.هـ ق) که مشخصا مربوط به  انواع لباسها و جامه ها و پوشاک است . و اخیرا به تصحیح رحیم طاهر توسط کتابخانه مجلس شورای اسلامی و نشر سفیر اردهال  در سال 1392 چاپ گردیده است .

و در سالهای اخیر و با مراجعه به دیوانهای شعری نیز پایان نامه هایی نیز در این زمینه تهیه گردیده از جمله :

فرهنگ لباسهای ایرانی درادبیات  از آغاز تا قرن پنجم ه . ق؛ پایان نامه کارشناسی ارشد ؛

منصوره عرب . دانشگاه علامه طباطبایی؛1383.

فرهنگ البسهبراساس آثار شعرای قرن هفتم هـ ق؛ پایان نامه کارشناسی ارشد ؛

نرگس مرادی گنجه . دانشگاه  تربیت معلم؛1384.

اما موضوعی که تا کنون کمتر در دید پژوهشگران این عرصه قرار گرفته؛ تنوع یا چگونگی ادبیات لباس ویا به عبارت دیگر چگونگی بازتاب پوشاک و لباس در ادبیات فارسیو دوره های آن است. مقاله حاضر تلاش دارد در حد توان وجوه مختلف  این  ادبیات را  آشکار  نماید .

 

لباس و پوشاک در شعر فارسی  :

از آغازگران شعر فارسی چون رودکی سمرقندی ودیگران تادوره معاصر وامروز ؛ هر یک از شاعران و ادیبان درشعر و نثر به فراخور اندیشه وهنر خویش در خیالپردازی شاعرانه خود در الفاظ ؛ اشارات؛ کنایات ؛ تشبیهات ؛استعارات و سایر اشکال خیال بر انگیز شعر از کلمات و اصطالحات مربوط به پوشاک و لباس ؛ برای بیان اندیشه تمسک جسته اند . که هر کدام در جایگاه و مقام و دوره خویش قابل بررسی جداگانه اند. زیرا فرهنگ پوشاک و لباس در دایره صور خیال و نوع استفاده هر شاعر و ادیب برای بیان مقصود خویش متفاوت و گوناگون است . اما از یک دیدگاه کلی می توان اینطور گفت که چرخه خیالپرداری شاعرانه با الهام واستفاده ازفرهنگ لباس وجه مشترک همگی آنهاست . ودر مرحله بعد اینکه  در ادبیات ایران از آغاز تا امروز این رویکرد کم وبیش  وتقریبا با این نیات ؛ یا این مقاصد شکل گرفته وپرداخته شده است :

 

بیان نوع و جنس لباس :

» قبا گر حریر است و گر پرنیان   به ناچار حشوش بود در میان« (سعدی)

 صنایع و حرفه های پوشاک :

پیشه های  مربوط به بافندگی و پوشاک مانند حریربافی. بوریا بافی. قالی بافی و گلیم بافی و ....

» اطلس و دیباجبافد عاشق ازخون     تا کشد درپای معشوق اطلس و دیباج را « (مولوی)

   صاحبان حرفه پوشاک ولباس :

 خیاط ودرزی و بافنده وریسنده و. . .  نام برده شده اند.

» روم به حجره خیاط عاشقان امشب         من دراز قبا با هزار گز سودا « (مولوی)

لباسهای مربوط به طبقات و گروههای اجتماعی  و اقشار خاص مانند :

 خلعت شاهانه . تشریف. عبا. ردا. دستار. خرقه و . . . . .

» نبود آگه که شاهان جامه راه       دگر گونه کنند از بیم بدخواه

دگرگون زیوری کردند سازش               زدر بستند بر دیبا طرازش « (نظامی گنجوی)

پوشاک مربوط به کشور؛ شهر و یا منطقه ای که آن پوشاک با نام آن شهر یا کشور  شناخته شده :

 شال کشمیری. ابریشم چینی. دیبای روم و . .  .

» که از تاج و از تخت و مهر ونگین    همه جامه روم و کشمیر و چین

به گنج اندرون آنچه بد نامدار        گزیدند زربفت چینیهزار « (فردوسی)

مراد و منظور از بکارگیری لغات و اصطلاحات مربوط به لباس بعنوان کنایه؛ استعاره و یا تشبیه بوده است

مانند :  یک لاقبا؛ کهنه قبا؛ پارچه بوقلمون؛ خرقه پشمین؛ دلق ازرق و  . .

«پوشد لباس خاکی ما را ردای نور            خاکی لباس کوته و نوری رداش تام» (خاقانی)

« جامه است مثل طاعت و آهار براوعلم    چون جامه نباشد به چه کارآید آهار» (ناصر خسرو)

 مراسم و آدابی که لباس بخشی از تشریفات و یا کامل کننده آن مراسم بوده است:

 خرقه پوشی؛ احرام؛ جبه پادشاهی؛ تاج بر سر نهادن و کمربند بستن و از این قبیل که جایگاه؛ موقعیت و معنای اجتماعی و سیاسی  و یا مذهبی لباس را درطول تاریخ  آشکار می کند .

» چهارشنبه که از شکوفه مهر   گشت پیروزه گون سواد سپهر

شاه را شد زعالم افروزی              جامه پیروزه گون ز پیروزی

شد به پیروزه گنبد ازسرناز                روز کوتاه بودو قصه دراز « (نظامی گنجوی)

ارزش و معنای ظاهر و باطن آدمی را با توسل به ظاهر پوشاک و لباس که پوششی است بر چیزی دیگر مطرح کرده اند :

» دست جنون چون کند لباس از تنکلیم      چون غنچه غیر زخم به زیر قبانداشت«   (کلیم کاشانی)

نیاز شاعر به افاده معنا بوسیله الفاظ لباس و ضرورت معنا بوده است :

» من همانم که مرا روی همی اشک شخود    من همانم که مرا دست همی جامه درید«  (فرخی سیستانی)                                                                                           

 پوشاک و لباس برای برازندگی؛ زیبایی؛ تشخص و از این دست :

» رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی  جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود «    (حافظ)

مواردی که اشاره شد را گاه در یک دیوان و گاه در مجموعه شعر پارسی می توان به روشنی وبه وفور ملاحظه کرد . نکته مهم دیگر اینکه طرح موضوع پوشاک و لباس در عین محدودیت خود در ادبیات ( به نسبت سایر موضوعات ) اما متنوع و چشمگیر است. از این رو که آثار ادبی ما خاصه شعر ، سابقه ای بس طولانی و بیش از هزار سال دارد و صدها شاعر و ادیب و نویسنده در این زمینه هنرنمایی کرده اند و به همین لحاظ هر قدر هم که سعی در محدود کردن و خلاصه کردن ابعاد این بحث را داشته باشیم بی شک همچنان بسیاری مطالب ناگفته می ماند زیرا مواردی که اشاره شد ؛  مشتی نمونه خروار و فقط بخشی از اهداف یا اشاراتی است که شاعران و اندیشمندان عرصه ادب و فرهنگ زبان فارسی داشته اند .

 

منبع :

بازتاب فرهنگ پوشاک ولباس در ادبیات ایران /  نویسنده: اسداله زارع / فصلنامه هنر علم و فرهنگ و هنر

 


نظرات کاربران
ارسال نظر